السيد الطباطبائي

215

مجموعه رسائل ( فارسى )

و ليكن خداوند بر هر كس از بندگان كه بخواهد ، منت مىگذارد [ و او را به پيامبرى بر مىگزيند ] . پيامبران در اين پاسخ ، مماثلت را پذيرفتند ، و قبول كردند كه خودشان نيز در قواى بشرى چون ديگران هستند ، ليكن يادآور شدند كه پيامبرى از الطاف خاص خداوندى است كه به هر كس بخواهد ، آن را عطا مىفرمايد . البته ، اين امر منافاتى با مماثلت ندارد ، چنان كه خداوند به برخى از بندگانش نعمتى را ارزانى داشته و ديگران را از آن نعمت محروم ساخته است . در مورد نبوت نيز هيچ مانعى ندارد كه آن را به برخى از اشخاص عطا فرمايد ، و به ديگران عنايت نفرمايد . كفار قريش نظير همين اعتراض و استدلال را در حق پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مطرح كرده چنين گفتند : « أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا . . . » ؛ « 1 » آيا ميان همهء ما ، قرآن فقط بر اين مرد نازل شده است ؟ ! و نيز مىگفتند : « . . . لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ » ؛ « 2 » چرا اين قرآن بر يكى از مردان « 3 » بزرگ اين دو شهر [ مكه و طائف ] نازل نشد ؟ !

--> ( 1 ) . ص ، آيه 8 . . ( 2 ) . زخرف ، آيه 31 . . ( 3 ) . مفسران دربارهء : « عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ » اظهارنظرهاى متفاوت كرده‌اند ؛ از جمله شيخ ابوالفتوح رازى [ در تفسير معروف خود ، ج 1 ، ص 86 ] به نقل از ابن عباس رضى الله عنه گويد : « مراد آن است كه « على احد رجلين من القريتين ؛ بر مردى از دو مرد ، كه يكى از مكه است و يكى از طائف . » اما مكى ، وليد بن المغيرة المخزومى القرشى ، و طائفى ، حبيب بن عمر والثقفى است . » على بن ابراهيم قمى گويد : « ابن سنان از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه اين آيه دربارهء عروة بن مسعود الثقفى نازل شده كه مردى عاقل و خردمند بوده است . [ نمونهء بينات در شأن نزول آيات ، ص 698 - 699 ] هم‌چنين اقوال ديگرى در اين زمينه نقل شده است كه براى مزيد اطلاع مىتوان به : ( كشف الاسرار ، ج 9 ، ص 58 و تفسير ابوالفتوح ، ج 1 ، ص 86 و تفسير نورالثقلين ، ج 4 ، ص 597 - 599 و قرآن مجيد و فهارس القرآن به كوشش محمود راميار ، ص 1019 و نيز تفسير شريف الميزان ، ج 18 ، ص 89 ) رجوع كرد . لازم به تذكر است كه با وجود ابهام در الفاظ ، مىتوان از ظاهر آيه مفهوم كلّى را دريافت ، كه در اين صورت ، ديگر اطلاع دقيق از نام بزرگان قبايل - از نظر جاه و ثروت - چندان ضرورتى نخواهد داشت . .